ننوشتن،همین و تمام... [عمومی , ]
<:P:>دیگر نمی نویسم،همین و تمام ...به همین سادگی می گویم:دیگر نمی نویسم،همین و تمام...به همین سادگی... می گوید:بنویس-نه این كه ننویسی-ولی در باره ادبیات،داستان،شعر،سینما... می گویم:آن چه مرا به اینجا كشاند،پاسخی بود برای نیاز به نوشتن .نیازی كه یقه ات را می گیرد و تا ننویسی،رهایت نمی كند.انتخاب موضوعها،دست خودم نبوده ونیست.نمی توانم چیزی بنویسم كه نوشتن و ننوشتنش برایم یكسان است.نمی توانم چشمهایم را ببندم و نبینم كه در كشورم زلزله ( از نوع ایران برانداز)آمده است...كه در دور و برم چه می گذرد...(چه جمله های كلیشه ای زیبایی!).
<:P:> می گوید...(هیچ نمی گوید.) می گویم:من همان گونه نوشته ام كه فكر كرده ام.به قیمت خوشامد هیچ خواننده ای-با هر طرز تفكری-قلمم را معامله نكردم.با خودم و خواننده ام و قلمم روراست بوده ام.واقعا در آنچه نوشتم خودم بودم...ولی تفسیرها... می گوید:تو مسئول تفسیرها نیستی.بگذار هر كسی هر چه می خواهد بگوید.چرا اینقدر خودت را عذاب می دهی؟! می گویم... می گوید... می گویم:اصلا دیگر نمی نویسم...و خلاص...مساله آنقدرها هم مهم نیست.
<:P:>از تمام دوستان عزیزی كه این مدت به این وبلاگ لطف و محبت داشتند بسیار ممنونم
<:P:>ممنون و خداحافظ.شاد و پایدار باشید....
به نگارش: آسمونه آبی در سه شنبه 6 اردیبهشت 1384 و ساعت 07:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
شاعر بیسواد [عمومی , ]
حیدر کولوچ شخصی عامی بود ولی شعر بسیار خوب می سرود و در زمان شاه طهماسب صفوی زندگی میکرد، از او پرسیدند:«با بی سوادی چگونه شعر میگویی؟» بدیهه در جواب گفت:
«چنان طوطی صفت حیران آن آیینه رویم
که میگویم سخن، اما نمی دانم چه میگویم»
<:P:>
<:P:>
به نگارش: آسمونه آبی در سه شنبه 30 فروردین 1384 و ساعت 07:04 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 30 فروردین 1384 و ساعت 07:04 ق.ظ
()
نظر
از بس ستاره کشتید روی زمان سیاه است [عمومی , ]
از بس ستاره کشتید روی زمان سیاه است
هم این زمین سیاه و هم آسمان سیاه است
روبسته زان نشستید در پیشگاه تاریخ
کز اینهمه جنایت، رخسارتان سیاه است
دست قلم شکستید ، پای سخن ببستید
ای روشنی ستیزان ، افکارتان سیاه است
هر تار موی یک زن ، بندد مسیر تقوا؟
این خود گواه آن بس ، پندارتان سیاه است
هر حیله ای که دارید، در آستین تزویر
هر جادویی که بستید در کارتان سیاه است
هر خطبه ای که خواندید ، هر جمعه بر سر کوی
خلقی گریست زیرا ، گفتارتان سیاه است
میخانه ها ببستید ، بتخانه ها گشودید
با خون وضو نمودید ، کردارتان سیاه است
شد پرده ی سیاهی ، معیار پاکی زن
ای صبحدم گریزان ، معیارتان سیاه است
زین شرم ، روی ما نیز در هر مکان سیاه است
از بس ستاره کشتید روی زمان سیاه است
<:P:>
<:P:>
به نگارش: آسمونه آبی در چهارشنبه 24 فروردین 1384 و ساعت 10:04 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 24 فروردین 1384 و ساعت 10:04 ق.ظ
()
نظر
...! [.... , ]
خدایا، میدانی چه میخواهم پس دستم را بگیر
رشتهء تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دست من در ساعد ساقی سیمین ساق بود
به نگارش: آسمونه آبی در سه شنبه 16 فروردین 1384 و ساعت 04:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
به نام او که هر چه دارم و ندارم از اوست [.... , ]
مدتی است که آشفته حال به دنبال حقیقتی هستم که نمی دانم چیست!!
به راستی حقیقت چیست و چگونه باید آن را باور کرد؟
چرا خود را از من پنهان می کند؟
گاه با خود می اندیشم که شاید همه چیز در این دنیای فانی یک دروغ بزرگ است ....
می دانم که ملامت وار می گویید اشتباه می کنم.
تا کجا و ناکجا باید رفت؟
چرا من حتی روزنه ای از آن را نمی بینم...
یا من در سیاهچال جهل و گمراهی فرو رفته ام یا دنیا و مردم آن سیاه دل گشته اند.
آن قدر کور شده ام که دیگر توانایی دیدن حقایق نزدیک را ندارم واگر هم ببینم آنقدر سیاه دل گشته ام که دیگر باورندارم .
ای خدای من، مرا از این سیاهچال جهل و گمراهی نجات ده.
دوستان عزیز امیدوارم که ایام عید را به خوبی پشت سر گذاشته باشید .من که از اول عید فقط خبر بد داشتم خدا به خیر کنه امسال رو.. ۲ فروردین مادر بزرگم بر اثر ناراحتی قلبی راهی سی.سی.یو شدند و ۴ فروردین پدر بزرگم راهی اتاق عمل شدند و هم اکنون دوست ..رفیق... همراه...نمی دونم چی باید بهش بگم(حمایت ـ دانشجو) الآن در بیمارستان ...اوسا کریم همه مریضها رو شفا بده ..مریضهای من رو هم شفا بده
به نگارش: آسمونه آبی در چهارشنبه 10 فروردین 1384 و ساعت 01:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
...سال نو مبارک... [عمومی , ]

سال جدید و آغاز بهاری دیگر از سرفصلهای زندگی بهمراه شكوفایی شكوفه های قلبهای عاشق را پیشاپیش به شما بزرگوارتبریك و تهنیت عرض میكنم
سلامتی, سعادت, سرافرازی, سیرت خوش, سبزواری, سپهری و سازندگی كشور عزیزمان ایران را بعنوان هفت سین برای همه آرزومندم
<:P:>
به نگارش: آسمونه آبی در پنجشنبه 27 اسفند 1383 و ساعت 09:03 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 27 اسفند 1383 و ساعت 09:03 ق.ظ
()
نظر
|